عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
602
زبدة التواريخ ( فارسى )
در ركاب فلكساى ادهم زمينپيماى آورد و ابروار بر نوند بادسير كوهنورد سوار گشت به سبك تكى : شعر گر سر امسال بيرون خيزد از بيرون كنيش * ور عنانش بازپس خواهى ( 1 ) نگيرد پاى باز گاه بر تيغ كهسار چون نخجير به سنگ مىخاست و گاه بر روى آب بهسان ماهى شناور مىشد . نه در جستن دست صبا به عنان او مىرسيد و نه در رفتن پاى نكبا « 1 » ركاب او مىسود . سپاه نصرت بر يمين و حشم ظفر بر يسار ، متوجه شيراز گشت در ثالث رمضان المبارك [ عمت ميامنه ] « 2 » رايات نصرت شعار و كوكبهء ظفرنگار و اعلام فتح پيكر و چتر فرخ اختر به ظاهر شيراز رسيده سراى پردهء همايون باز كشيدند . چون اميرزاده بايقرا را وصول رايات همايون و مواكب منصور به تحقيق پيوست به بديههء راى بىاعمال فكرت دانست كه روى آيينه مقر و مفر ( 2 ) از زنگ و غبار خطر سياه و تاريك است و راه خلاص و نجات « اضيق من بياض الميم و صدر اللئيم » « 3 » حيله و روباهبازى مفيد نيايد و در ميدان جنگ تاب مقاومت ( 3 ) ندارد . بر اهل خرد پوشيده نباشد كه دراج ضعيف تركيب با عقاب جانشكر دعوى برابرى نتواند كرد و عصفور حقير به نيت با باز اشهب « 4 » دم مساوات نيارد زد و روباه عاجز در مقابلهء شير شرزه نتواند آمد و خفاش شبگرد تاب چشمه پرنور خورشيد روشن
--> - ماه رجب سال 795 در اين قريه دستور داد تمام افراد آل مظفر را كشتند - ظفرنامهء يزدى ص 312 و 313 و 314 . ( 1 ) . ت : پيچى . ( 2 ) . م و ل : مضروفو ( بدون نقطه ) ( ؟ ) . ( 3 ) . م و ل : بدان مقاوت تاب جنگ . ( 1 ) نكباء : باد نامساعد ، باد كج ، بادى كه از جهت وزش خود منحرف گردد . ( دهخدا ) . ( 2 ) گسترده باد بركات او . ( 3 ) تنگتر از سفيدى ميم ، و سينهء مرد فرومايه . ( 4 ) اشهب : رنگ سپيدى كه سپيدى آن بر سياهى غالب آمده باشد ( اقرب الموارد ) . مجازا به معنى روشن و روز در مقابل ادهم كه كنايه از سياهى و تاريكى و شب است . ( دهخدا ) .